الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
19
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) روىگردانى از حجاز در اينجا يك مطلب باقى مىماند و آن اين است كه چرا امام در حجاز باقى نماند تا آنجا را جايگاهى براى شروع انقلاب خود قرار دهد ؟ شايد علّت رد كردن آن از سوى حضرت ، به موارد زير برگردد : ( 2 ) الف - محيط حجاز ، با اندك بودن منابع اقتصادى روبهرو بود ؛ زيرا معاويه ، فقر و بينوايى را در آن گسترش داده بود و طبيعى است كه انقلاب به پشتيبانى مالى زيادى نيازمند بود و با عدم وجود سرمايه در حجاز ، امام چگونه مىتوانست انقلاب خود را شعلهور سازد ؟ ( 3 ) ب - عدم وجود بينش سياسى در حجاز ؛ زيرا اكثريت غالب آن از مسائل سياسى دورى گزيده بودند ، در حالى كه عراق ، مشعل آگاهى سياسى در سرزمينهاى عربى بوده است . ( 4 ) ج - حجاز ، براى مركزيت انقلاب ، مناسب نبود ؛ زيرا پيوسته در معرض حملهء نيروهاى اموى قرار داشت ، به همين خاطر بود كه يزيد نيروهاى فراوانى را براى جنگ با ابن زبير ، به فرماندهى برادرش « عمرو بن زبير » ، اعزام نموده بود . ( 5 ) د - حجاز ، داراى پادگان نظامى نبود تا امام به آن پناه ببرد تا دفاع و حمايت از او را بر عهده گيرد . ( 6 ) ه - اكثريت غالب مردم حجاز نسبت به اهل بيت عليهم السّلام كينهتوز و نسبت به بنى اميه متمايل بودند . « ابو جعفر اسكافى » مىگويد : « اما اهل مكه ، همگى با على دشمنى داشتند و همهء قريش با وى مخالف و اكثريت مردم با بنى اميه بودند » « 1 » .
--> ( 1 ) شرح نهج البلاغة ، 4 / 103 .